تعریف طلاق و تفاوت آن با فسخ نکاح

تعریف طلاق و تفاوت آن با فسخ نکاح

ازدواج یا عقد نکاح همانند سایر عقود تحت شرایطی قابل انحلال وان بین رفتن می باشد که به آن اسباب انحلال نکاح گفته می شود مانند طلاق و فسخ نکاح.

طلاق از نظر لغوی به معنی جدایی، رهایی، ترک کردن و آزاد کردن است. درواقع وقتی مردی همسرش را طلاق می دهد، او را ترک نموده و رها می سازد و از نظر حقوقی وقتی ازدواج یا نکاح طبق شرایط و تشریفاتی که در قانون مدنی ذکر شده، منحل و از بین می رود، به آن طلاق می گویند.
شاید شنیده باشید که می گویند، طلاق جزء منفورترین حلال های خداوند محسوب می شود چون هر کسی باعث جدایی زن و مردی شود طبق فرامین شرعی، دشمن خدا به شمار می رود. هرچند پیرامون طلاق در قرآن و روایات دستورات و سفارشات زیادی وجود دارد و بیشتر تأکید بر صلح و سازش و داوری شده، اما گاهی اوقات درمان و علاج اختلاف میان زوجین «طلاق» است تا مباداد به واسطه عدم وقوع طلاق، اتفاقات و وقایع ناخوشایند دیگر و غیرقابل جبران رخ دهد.

در قرآن اشاره شده، چنانچه قصد جدایی از همسرانتان را دارید به شایستگی از آنان جدا شوید نه با جنجال و کینه توزی و عداوت. چیزی که متأسفانه امروز در راهروهای دادگاه های خانواده شاهد آن هستیم، بعضا توهین و فحاشی و ضرب و شتم زوجین و خانواده های آنها نسبت به طرف مقابل است و حتی بدتر از آن تعرض آنها به وکیل طرف مقابل که حسب تکلیف و وظیفه و تعهد قانونی، صنفی، شرعی و قراردادی با موکلش، ناگزیر از حضور در دادگاه و دفاع بر مبنای قانون از موکلش بوده است.

به نظر می رسد که در شرایط فعلی فرهنگ طلاق نیز باید در جامعه آموزش داده شود. یعنی اگر قرار است زن و مردی از یکدیگر به هر دلیلی جدا شوند، نباید قبل از وقوع طلاق، زد و خورد کرده و انواع فحاشیها و توهین ها را به یکدیگر و خانواده هایشان روا بدارند و با طرح انواع دعاوی حقوقی و کیفری علیه یکدیگر بابت، تهدید، توهین، درگیری و غیره خود را در یک کارزار و جبهه جنگ با دشمن ببینند و در دفاع از خود و ضربه زدن به طرف مقابل از هیچ اقدامی دریغ نکنند!؟ چرا؟

شنیده ایم که وقتی طلاقی واقع می شود، عرش خداوند به لرزه در می آید، اما در کمال تعجب برخی از زوجین و یا اطرافیان آنها، تلاش می کنند تا آثار طلاق و تلخ کامی آن تا سال ها و گاهی تا ابد در ذهن و خاطر طرفین و اقوام و آشنایان آن ها بماند!؟ روزنامه ها و جراید را بخوانید، پر است از این وقایع زشت و ناپسند و ناگفته هایی که بیان آنها در این کتاب امکان پذیر نیست.

تفاوت طلاق با فسخ نکاح

طبق ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی، شوهر یا زوج هرگاه که بخواهد می تواند بدون اثبات دلیل خاصی زن خود را طلاق بدهد. بنابراین در طلاق از سوی مرد محدودیتی به جز پرداخت حقوق مالی زن مثل مهریه و نفقه وجود ندارد.
طلاق باید به صیغه طلاق و با تشریفات مخصوص و حضور دو شاهد مرد و عادل اجرا شود. البته میان طلاق از سوی مرد با طلاق به درخواست زن تفاوت هایی وجود دارد .

فسخ نکاح نیز به ظاهر همان نتیجه طلاق را در پی دارد یعنی جدایی و ترک کردن اما تفاوت هایی نیز با هم دارند. آنچه که باعث فسخ نکاح می شود در مواد ۱۱۲۱ تا ۱۱۳۲ قانون مدنی آمده است. وجود بعضی از عیب ها در زن یا مرد موجب فسخ و انحلال نکاح و رابطه زناشویی می شود. برای مثال ناتوانی جنسی در شوهر یا جزام که نوعی بیماری پوستی است و همچنین زمین گیری در زن می تواند از موارد فسخ نکاح به درخواست مرد باشد.

استفاده از حق فسخ نکاح منوط به یکسری شرایط است که در صورت فقدان و نبود آنها نمی توان از این حق استفاده کرد. برای مثال فسخ نکاح به واسطه عیب در زن منوط به این است که مرد قبل از عقد به آن آگاه نبوده باشد یا جنون ادواری که گاه به گاه عارض می شود اگر زودگذر نباشد می تواند از موارد فسخ نکاح باشد. استفاده از حق فسخ فوری است و فوریت آن به عرف هر محل برمی گردد و اگر مدت زیادی از اختیار فسخ بگذرد دیگر نمی توان از آن استفاده کرد.

البته موارد انحلال محدود به طلاق و فسخ نکاح نیست، لذا فوت یکی از زوجین یا بروز برخی حوادث و اتفاقات مانند خروج از اسلام در خصوص زوجین مسلمان یا تغییر جنسیت زوجین نیز از این دسته اند.

برخلاف طلاق، برای انحلال نکاح نیاز به صیغه خاص و تشریفاتی نیست. در فسخ نکاح اصولا مهریه ای به زن تعلق نمی گیرد.

هنوز امتیازدهی نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *



شروع به تایپ کنید و برای جستجو Enter را فشار دهید