انواع طلاق (قسمت دوم)

مصادیق عسر و حرج

– طبق تبصره ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی، عسر و حرج عبارت است از به وجود آمدن وضعیتی که ادامه زندگی را برای زوجه بامشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد و موارد ذیل در صورت احراز توسط دادگاه صالح، از مصادیق عسر و حرج محسوب می گردد: ١- ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا
نه ماه متناوب در مدت یکسال بدون عذر موجه _
۲- اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر و یا ابتلای وی به مشروبات الکلی
که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد. . . . . ۳- محکومیت قطعی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر ۴- ضرب و شتم یا هرگونه سوء رفتار مستمر زوج که عرفا با توجه به
وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد. ۵- ابتلای زوج به بیماری های صعب العلاج روانی یا مسری و یا هر عارضه
صعب العلاج دیگری، که زندگی خانوادگی را مختل نماید. .
نکته: مواردی که در ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی ذکر شده مانع از آن نیست که دادگاه در سایر موارد نیز عسر و حرج را احراز نموده و حکم طلاق را صادر نماید. به عبارتی آنچه در ماده ۱۱۳۰ آمده از باب مثال و نمونه است و هر نوع عملی یا رفتاری که باعث سختی و مشقت زن برای ادامه زندگی زناشویی شود و جزء موارد ذکر شده بالا نیز نباشد ممکن است به عنوان عسر و حرج تلقی شود. ت ا ج- غیبت طولانی زوج و ابر
هرگاه زوج چهار سال تمام غایب مفقودالاثر باشد، زن او می تواند تقاضای طلاق کند در این صورت با رعایت ماده ۱۰۲۳ قانون مدنی حاکم او را طلاق می دهد.
البته در ماده ۱۰۳۰ مقرر شده، اگر شخص غایب پس از وقوع طلاق و قبل از انقضاء مدت عده مراجعت نماید نسبت به طلاق حق رجوع دارد ولی بعد از انقضاء مدت مزبور حق رجوع ندارد.
بند دوم- طلاق براساس شروط ضمن عقد در عقدنامه های رسمی شروط ضمن عقد نکاح به دو قسمت «الف» و «ب» تقسیم می شود و آنچه که مد نظر ما در این کتاب است قسمت «ب» و در خصوص مواردی است که با اثبات آنها زن از طرف مرد وکیل است تا به صورت بلاعزل با حق توکیل به غیر و با مراجعه به دادگاه و اخذ مجوز از دادگاه و انتخاب نوع طلاق خود را مطلقه نماید. این موارد در ۱۲ بند در عقدنامه ها به صورت شرط ذکر شده اند. البته طبق ذیل ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی علاوه بر موارد ۱۲ گانه شروط ضمن عقد نکاح زن در صورت موافقت همسر، می تواند موارد دیگری را نیز به عنوان شروط ضمن عقد پیش بینی نماید. برای مثال، زندگی با مادرشوهر یا خروج مرد به تنهایی از کشور یا حق تحصیل یا اشتغال زن و سایر موارد دیگر.
و موارد ۱۲ گانه شروط ضمن عقد نکاح عبارتند از: ۱- استنکاف (خودداری شوهر از دادن نفقه زن به مدت ۶ ماه به هر عنوان
و عدم امکان الزام او به تأدیه نفقه و همچنین در موردی که اجبار شوهر هم ممکن نباشد.
نفقه، خرجی متعارف زن است مانند لباس، خوراک، مسکن، لوازم آرایشی، هزینه بهداشت و درمان و سایر حقوق واجب زن به مدت ۶ ماه. در ۲- سوء رفتار یا سوء معاشرت زوج به حدی که ادامه زندگی را برای زوجه غیرقابل تحمل نماید.
_
یعنی رفتارهایی که باعث ایجاد شرایط غیرقابل تحمل برای زن شود مانند فحاشی، توهین، عدم انجام وظایف قانونی
: سے ابتلاء زوج به امراض صعب العلاج به نحوی که دوام زناشویی برای زوجه
مخاطره آمیز باشد.
مثلا بیماری واگیردار یا خطرناک غیرقابل درمان در حدی که سلامت زن را به خطر اندازد. مانند ایدز و بیماریهای واگیردار. ۴- جنون زوج در مواردی که فسخ نکاح شرعا ممکن نباشد….. .
دیوانه شدن مرد با وجود فرزند مشترک که امکان ادامه زندگی مقدور نباشد۵- عدم رعایت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال زوج به شغلی که طبق
نظر دادگاه صالح منافی با مصالح خانوادگی و حیثیت زوجه باشد.
یعنی مرد کارهایی را انجام دهد که اگر به عنوان شغل انتخاب شده باشد در این صورت به اعتبار و حیثیت و آبروی زن و خانواده لطمه وارد کند تشخیص منافی بودن شغل با دادگاه با توجه به وضعیت زن و خانواده است. ۶- محکومیت شوهر به حکم قطعی به مجازات پنج سال حبس یا بیشتر یا
به جزای نقدی که بر اثر عجز از پرداخت منجر به پنج سال بازداشت شود یا به حبس و جزای نقدی که مجموعه متنهی به پنج سال بازداشت
یا بیشتر شود و حکم مجازات در حال اجرا باشد.. . این کا و رأی صادره باید قطعی و در حال اجرا باشد و مجموع حبش پنج سال یا بیشتر باشد. یعنی مرد در زندان در حال گذراندن محکومیت باشد. ا ۷- ابتلاء زوج به هرگونه اعتیاد مضری که به تشخیص دادگاه به اساس
زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و ادامه زندگی برای زوجه دشوار باشد.
مانند اعتیادی که منجر به بیکاری مرد و فروش اثاثیه منزل و وارد نمودن ضرر به سلامت جسمی و روحی زن و فرزند گردد.
۸- زوج زندگی خانوادگی را بدون عذر موجه ترک کند. (تشخیص تی
زندگی خانوادگی با دادگاه است) یا این که زوج ۶ ماه متوالی بدون من موجه از نظر دادگاه غیبت نماید.
ترک زندگی خانوادگی ۶ ماه به صورت مستمر و یکسره بدون دلیل و الا اگر به واسطه مسائل دیگر مثل در زندان بودن باشد، مشمول این بند نیست بلکه باید از طریق عسر و حرج درخواست طلاق داده شود. . ۹- محکومیت قطعی زوج در اثر ارتکاب به جرم و اجرای هرگونه مجازات
اعم از حد و تعزیر در اثر ارتکاب به جرمی که مغایر با حیثیت خانوادگی و شئون زن باشد. تشخیص این امر با توجه به موقعیت زن و عرف و موازین دیگر با دادگاه است. . . . . . . . . .
یعنی اجرای هر نوع مجازاتی که آبرو و موقعیت زن را به خطر اندازد. لذا اگر اجرا نشود یا تعلیقی باشد مشمول این بند نیست. . ۱۰- در صورتی که پس از گذشت پنج سال زوجه از شوهر خود به جهت
عقیم بودن و یا عوارض جسمی دیگر، صاحب فرزند نشود. .
یعنی با گذشت پنج سال از زندگی مشترک به واسطه بیماری از ناحیه مرد، بچه دار نشوند. البته بیماری که علاج نداشته باشد و طبق نظریه قطعی پزشکی قانونی امکان درمان وجود نداشته باشد. اما اگر قابل درمان باشد امکان طلاق وجود ندارد… . . . . ۱۱- در صورتی که زوج مفقودالاثر شود و ظرف ۶ ماه پس از مراجعه زوجه
به دادگاه پیدا نشود… . . .
یعنی زن به دادگاه مراجعه کند و دادخواست و تقاضای طلاق بدهد به این دلیل که شوهرش اخیر مفقودالاثر شده و خبری از او نیست و از شروع صادر کند. دعوا و تشکیل پرونده ۶ ماه باید بگذرد تا طبق این شرط دادگاه حکم طلاق ۱۲ زوج همسر دیگری بدون رضایت زوجه اختیار کند یا به تشخیص دادگاه نسبت به همسران خود اجرای عدالت ننماید.
. منظور از ازدواج اعم است از دائم یا موقت و بدون اجازه همسر اول. یا این که مرد دارای چند همسر باشد و عدالت را میان آنها از لحاظ معاشرت و آنچه که جزء وظایف شوهر است اجرا نکند مانند تمکین خاص (رابطه خاص
و نتیجه: با تحقق یکی از شرایط دوازده گانه فوق و اثبات آن در دادگاه زن می تواند با استفاده از وکالت ضمن عقد با مراجعه به دادگاه خانواده و طی تشریفات قانونی از جمله داوری و قطعیت آن نسبت به اجرای طلاق اقدام نماید. البته با توجه به تخصصی بودن و ضرورت اشراف به مسائل حقوقی طلاق، لازم است قبل از هر اقدامی ابتدا با وکیل دعاوی خانوادگی مشاوره نمایید.
۳- طلاق توافقی طلاقی است که با توافق و رضایت زوجین توأمأ و به درخواست زن و شوهر در یک دادخواست واحد، و یا توسط وکیل دادگستری انجام شود. در این نوع طلاق معمولا کراهت و انزجار و ناسازگاری از سوی دو طرف نسبت به یکدیگر می باشد. در طلاق توافقی زوجین هر دو متقاضی طلاق بوده و در کلیه امور با یکدیگر توافق مینمایند که باید همانند دو شیوه قبلی به دادگاه خانواده مراجعه نموده و توافق خود را در اموری از قبیل حضانت فرزند بعد از طلاق، ملاقات فرزند، نفقه ایام عده، شیوه استرداد جهیزیه، وصول مهریه و غیره را در دادخواست خود کتبا نوشته و امضاء کرده و به دادگاه جهت ضبط در پرونده تقدیم نمایند، که دادگاه پس از تعیین وقت رسیدگی و ابلاغ آن به زوجین آنها را دعوت به دادرسی می کند. در این حالت اگر وکیل داشته باشند، نیازی به حضور زوجین نیست. پس از دادرسی و استماع اظهارات طرفین و توافقات آنها، دادگاه ضمن معرفی آنها به دفتر مشاور خانواده و اخذ نظر کارشناس خانواده، مبادرت به صدور رأی به عدم امکان سازش می نماید و پس از آن طرفین بعد از انجام تعهداتشان مثل پرداخت حقوق مالی زن از طرف مرد، به یکی از دفاتر رسمی طلاق مراجعه و در حضور دو شاهد عادل خطبه طلاق جاری و در شناسنامه آنها درج و طلاق نامه صادر می گردد.

هنوز امتیازدهی نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *



شروع به تایپ کنید و برای جستجو Enter را فشار دهید